تبليغاتX
مدیریت صنعتی

مدیریت صنعتی

مقالات مدیریت صنعتی و...



این شبهای عزیز شبهای با ارزش و منزلت قدر هست ، لیالی نزول کلام پر برکت وحی ، قرآن  ، شبهایی که درهای آسمون توی بهترین ماه ماه ضیافت خدا به روی بنده ها باز میشه و آسمون به زمین متصل میشه، شبی که از روز مررگی ها و نورهای زننده و مصنوعی این دنیا می بری و چشم به چشمه ی زلال نور و رحمت و معرفت نا متناهیه خدا می دوزی ،
همانطور که خدا در سوره ی قدر فرموده ارزش این شب نزد او بالاتر و ارزشمندتر از هزار شب است
خدایا تورا به این شبهای عزیزت این بنده ی کوچک و ضعیفت رو توی هیچ لحظه ی این دنیا تنها نگذار، قلبمون رو به نور ایمان و معرفت خودت روشنایی ببخش و در این شبهای عزیز  که شبهای سوگواری و شهادت مولای مومنان حضرت علی (علیه السلام)نیز هست ما رو از رهروان حقیقی آن حضرت قرار بده.
تقدیری سراسر خیر،  برکت ، خرسندی،  سلامت،  خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت توشه ی شب قدرتان باد
التماس دعا...


 

منبع : زیباترین ها

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 20:30  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 3:53  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 3:47  توسط موسی پنجه شاهی  | 

ye hendi kashf karde ke too hich jaye windows nemishe file ba name (con) dorost kard.khodetoon ye foldere jadid besazid va esmesho con bezarin ta bavaretoon beshe .sherkat microsaft ta hala natooneste javabi vase in moshkel peyda kone

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 2:48  توسط موسی پنجه شاهی  | 

این ایمیل چند هفته پیش به من رسید که به تعداد زیادی ایمیل فوروارد  شده بود؟؟؟!!!...

KHEILI MOHEM:
Yek javane 24 saleye irani bename Hamid Nazari be vaseteye noboogh va daneshash, moshkeli ra dar site google ijad karde ke moaseseye National Geography ra ba moshkelate faravani movajeh karde ast.
Baraye pey bordan be shahkare in nabegheye irani va hamchenin komak be tadavome hadafi ke oo va hameye Iranian darand, ebarate "Arabian gulf" ra dar site Google jostejoo konid va 3 link avale peyda shode ra baz konid.
Shoma ba payami rooberoo khahid shod ke shoma ra vadar mikonad ebarat "Persian gulf" ra jostejoo konid va baraye hamishe vazheye sakhtegie Arabian gulf ra be ghabrestane tarikh besparid. Anjame in kar az sooye shoma in 3 link ra hamishe dar sadr site haye jostejoo shode dar google gharar khahad dad.

که کاملا درسته.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 13:55  توسط موسی پنجه شاهی  | 

فیلم Body Of Lies بر اساس داستانی به همین نام اثر David Ignatus می باشد که کارگردان معروف هالیوود Ridley Scott انجام این پروژه را به عهده دلرد.
از جمله بازیگران این فیلم می توان به Leonardo Dicaprio و Russell Crowe اشاره کرد.بخش مهم این فیلم برای ما ایرانی ها می تواند حضور بازیگر محبوب ایرانی خانم گلشیفته فراهانی در این فیلم است .
این فیلم در سبک دراماتیک / هیجانی می باشد که موضوع آن "داستان یک سریاز آمریکایی(Leonardo Dicaprio) است که شغل اصلی اش خبرنگاری است و پس از اینکه به کشورش از جنگ عراق باز می گردد از طرف سازمان CIA استخدام می شود و به کشور اردن اعزام می گردد، که هدف از این ماموریت یافتن و دستگیری یکی از سران گروه تروریستی القاعده می باشد."
بر اساس پیش بینی ا این فیلم در دهم اکتبر سال 2008 میلادی (نوزدهم مهر ماه 1387 شمسی)  اکران خواهد شد.
هر چند که مدت زمان ایفای نقش خانم گلشیفته فراهانی در این فیلم کوتاه است اما این مقوله از آن منظر قابل تامل است که اولین ایفای نقش یک بازیگر زن ایرانی در سینمای هالیوود است.
در كنار اين خبر خوش بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه حضور گلشیفته در این فیلم با سکوت کامل خبری همراه بود و اندک بحث هایی هم که شکل گرفته بود ، تنها در حد شوخی بودند !
 بخشی از داستان این فیلم در عراق اتفاق می افتد . دیگر بازیگر فیلم ، مانند اکثر کارهای بعد از ۲۰۰۰ اسکات ، راسل کرو است .نام فراهاني به عنوان دهمين بازيگر فيلم آورده شده است.
‎گفته مي شود ‏مسئولين وزارت ارشاد به اين علت خانم فراهانی را ممنوع الخروج کرده اند که به اعتقاد آنان بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي ‏خارجي نيز بايد از ارشاد"‏‎ ‎مجوز" بگيرند.‏
 برای اطلاعات بیشتر اینجارا کلیک کنید.

آدرس بخشی از تیزر های ساخته شده از این فیلم

نمایش فیلم در سایت youTube 

نمایش فیلم در سایت شرکت برادران وارنرز 

نمایش فیلم در سایت هالیوود 

نمایش فیلم در سایت youTube

نمایش فیلم در سایت شرکت برادران وارنرز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:26  توسط موسی پنجه شاهی  | 

گاهی باید تبسم کرد و... گذشت

گاهی باید سوت زد و ... گذشت

گاهی باید ندید و ... گذشت

حتی گاهی پیش می آید که اشکی باید ریخت و... گذشت

اما گاهی هم باید یقه ای را گرفت .ایستاد و اعتراض کرد.  مشت کوباند. سیلی زد. خشمگین شد. سرخ شد. فریاد زد. یا هر کاری به جز تبسم کردن و سوت زدن و خود را به ندیدن زدن و گریه کردن وبعد... گذشت

اما به هر حال باید گذشت...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:50  توسط موسی پنجه شاهی  | 

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

------

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

------

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

!نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

------

محمد توحیدلو

اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را

نه چون آن خواجه شيراز ببخشم من سمرقند و بخارا را

كه من از جان خويش بخشم

سر و دست و دل و پا را

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:33  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 20:33  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 0:31  توسط موسی پنجه شاهی  | 

اخيراً سازمان شفافيت جهاني، ايران را از نظر فساد اداري در ميان 146 كشور جهان، در مرتبه هشتادوهشتم قرار داده است. شاخص ايران 2/9 از 10 بوده است، براساس شاخص تعيين شـــــــده از سوي سازمان مذكور 10 كمترين ميزان فساد و صفر بيشترين ميزان فســـــــاد را نشان مي دهد. در فهرست اعلام شده ايران نسبت به سال قبل نه رده تنزل كرده است. گزارش سازمان بر اين نكته تاكيد دارد كه كشورهاي درحال توسعه توليدكننده نفت نظير آنگولا، آذربايجان، چاد، ايران و عراق همه امتياز پائيني را كسب كـــرده اند.

بدون آنكه بخواهيم وارد محتواي اين داوري بشويم و چندوچون آن را مورد سوال قرار دهيم بايد ببينيم اين نابهنجاري كه گريبانگير سازمانهــــــــاي مختلف مـا شده است و هر روز ما را در رده بنديهاي جهاني در مرتبه نازل تري قرار مي دهد چگونه قابل درمان است و چطور مي توان از توسعه و گسترش آن جلوگيري كرد.

اصولاً تعريف قابل قبول همگاني در مــورد فساد اداري وجود ندارد و نويسندگان مختلف به گونه هاي متفاوتي با موضوع فساد اداري برخورد كرده اند. برخي فساد اداري را سوء استفاده از موقعيت و جايگاه اداري براي مقاصد شخصي دانسته اند، گروه ديگري رشوه گيري و پنهان كاري را فساد نامگذاري كرده اند و عده اي نيز هرگونه ارتباط و ردوبدل كردن منابع و امكانات براي انجام امور غيرقانوني را در سازمانها فساد اداري تعريف كرده اند. اما آنچه در تمامي اين تعاريف مشترك است، نوعي هنجارشكني و تخطي از هنجارهاي اخلاقي و قانوني در عملكردهاي اداري و سازماني است و از اين روست كه فساد اداري و تعريف آن تابعي از هنجارهاي موردقبول در هر جامعه و فرهنگ مي شود.

دلايل گوناگوني را براي فساد اداري در جوامع مختلف برشمرده اند: فقــــر اقتصادي و نابساماني هاي درآمدي كاركنان سازمانها، فقر فرهنگي و عدم وجود باورهاي استوار اخلاقي، و نبود مقررات و قوانين بازدارنده و نظامهاي كنترلي موثر از زمره دلايل اصلي بروز فساد اداري بوده است. اما شايد مهمترين دليل اشاعه فساد اداري نبود ساختارهاي شفاف و روشن انجام امور در سازمانهاست. در محيطهاي اداري غيرشفاف و مبهم، امكان كجرويهاي اداري افزايش مي يابد و انجام رفتارهاي فسادآلود تسهيل مي شود. بنابراين شايد به جرأت بتوان ادعا كرد كه موثرترين و كارآترين شيوه هاي مبارزه با فساد اداري خروج از فضاي تاريك و سايه و شفاف سازي و روشن ساختن محيط و ساختار اداري است.

هشداري كه يكي از نويسندگان مديريت به مديران امروز مي دهد آن است كه در عصر حاضر مديران مانند ماهيان در تنگ بلورين اند. همانگونه كه ماهيان را همگان به وضوح مي بينند و هر حركت و جنبش آنان پنهان نمي ماند، مديران امروز نيز در معرض ديد همه هستند و همه رفتارهاي آنان آشكــــــــــــار و واضح است. و در چنين شرايطي بايد بسيار مراقب بود كه خطائي از مديران سرنزند، چون دوران پنهان كاري ها به سر آمده است.

(BUCHHOLZ, 1996) نويسنده ديگري فضاي مديريت امروز را به آينه خانه اي تشبيه كرده است كه از هر سو حركت كنيم، عملكردها و رفتارهايمان در آينه اي منعكس مي شود و همگان از آن باخبر مي شوند، پس در اين فضا چاره اي جز صداقت و درستي نيست. چون همگان نظاره گر كارهاي مديران هستند. (DYSON, 1997)

بدين ترتيب اگر بكوشيم در جامعه شرايطي فراهم آوريم كه هر نوع پنهان كاري و عملكرد در سايه، غيرممكن و دشوار گردد، مسلماً از فساد اداري كاسته خواهد شد. بايد بپذيريم كه در محيطهاي شفاف و روشن كه قوانين و مقررات براي همگان به صراحت مشخص بوده و قابل دسترسي و آگاهي است ديگر نمي توان به سادگي فساد كرد.

آينه خانه دايسون وتنگ بلورين بوخهولز راه چاره فساد اداري در دنياي امروز است. سهولت دسترسي به اطلاعات براي همگان، وجود رسانه هاي كارآمد و منتقد، ايجاد، پذيرش و توسعه فضاي نقد سازمانها و مديريت آنها در جامعه، ترويج آموزشهاي ضدفساد در سطوح مختلف تحصيلي، بازنگري قوانين ضدفساد، همكاري هاي بين المللي در مبارزه با فساد، تقويت سازمانهاي غيردولتي و تشكلهاي مردمي براي مبارزه با فساد و آشكارسازي كجروي ها، مشاركت مردم در مبارزه با فساد و بالاخره تعريف فساد به طــــور واضح و روشن در جامعه از زمره كارهايي است كه در غلبه بر فساد مي تواند كارساز و موثر باشد.

كنوانسيون جهاني مبارزه با فساد سازمان ملل متحد روز نهم دسامبر برابر 19 آذر هر سال را به عنوان روز جهاني مبارزه با فساد برگزيده است و از تمامي مردم جهان و دولتها خواسته است با كمك و همكاري يكديگر براي به وجود آوردن جامعه اي عاري از فساد تلاش كنند تا شايد اين حركت نقطه عطفي در غلبه بــــر اين بيماري مخرب سازمانهاي اداري كشورها باشد. و ما نيز اميدواريم با بهره گيري از تمامي ابزارها و سازوكارهاي موجود و شفاف سازي محيط هاي سازماني و اداري از نقطه نظر عملكردي، بتوانيم شاهد ارتقاي مرتبه كشورمان ازجهت رفع فساد باشيم و همه مردمان كشور را در اين مبارزه و تلاش شريك و سهيم سازيم.

همشهري، پنجشنبه 30/7/83 ، سال دوازدهم، شماره 3532
دنياي اقتصاد، پنجشنبه 30/7/83 ، سال دوم، شماره 519 E.DYSON, HBR.SEP.-OCT. 1997
R.A. BOUCHHOLZ MANAGEMENT RESPONSE TO PUBLIC ISSUES N.J.:PRENTICE HALL, 1998

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 13:12  توسط موسی پنجه شاهی  | 

           تاریخ                  ۱۱-۹                    ۱۵-۱۳:۳۰      

چهارشنبه ۲۰/۰۶/۱۳۸۷         ------------                 تفسیر موضوعی قرآن

پنجشنبه   ۲۱/۰۶/۱۳۸۷         ------------                 آیین زندگی

جمعه        ۲۲/۰۶/۱۳۸۷         انواع ادبی                  ------------

شنبه        ۲۳/۰۶/۱۳۸۷         ------------                 زبان خارجه

یکشنبه     ۲۴/۰۶/۱۳۸۷         ------------                جمعیت و تنظیم خانواده ( دانش خانواده؟؟)

دوشنبه     ۲۵/۰۶/۱۳۸۷        نثر۳ بخش ۳ گلستان    فارسی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 16:12  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:26  توسط موسی پنجه شاهی  | 

دستور العمل اجرايي انتخاب واحد دوره كارشناسي دانشگاه پيام نور استان خراسان رضوي در نيمسال اول سال تحصيلي 88-1387

  1-  انتخاب واحد بصورت اينترنتي بطور متمركز از طريق سايت http://reg.pnu.ac.ir

  در قالب سيستم جديد خدمات آموزشي (تحت وب ) انجام مي شود.

2-  كد كاربري شماره دانشجويي ده رقمي با حذف آخرين عدد سمت راست ( رقم دهم) خواهد بود. ( بنابراين كد كاربري شما نه رقمي مي باشد)

3- رمز عبور دانشجو شماره شناسنامه خواهد بود و رمز عبور مربوط به نيمسالهاي گذشته ديگر معتبر نمي باشد.

4- متقاضيان مشمول ضوابط تسهيلات پرداخت شهريه اعم از ايثارگران، جانبازان ، كاركنان پيام نور و تحت پوشش بهزيستي از تاريخ 15/6/87 تا قبل از شروع انتخاب واحد مي بايست به حسابداري دانشجويي (خانم موسي زاده ) مراجعه و با ارائه مدارك نسبت به ثبت اطلاعات در سيستم اقدام نمايند. عدم مراجعه دانشجو بمنزله انصراف از دريافت تسهيلات فوق مي باشد .

5- نحوه پرداخت وام شهريه  دانشجويي متعاقباً از طريق معاونت محترم دانشجويي و فرهنگي ابلاغ خواهد گرديد.

6- نحوه پرداخت شهريه: به صورت متمركز و با دريافت كد واريزي از سيستم ميسر مي باشد. با توجه به هماهنگي به عمل آمده با بانك صادرات براي پرداخت شهريه روش هاي زير در اختيار دانشجويان مي باشد:

1-6- مراجعه به شعب بانك صارات : در اين روش دانشجو پس ار انتخاب دروس با  دريافت شماره پيگيري از سايت، جهت پرداخت شهريه به يكي از شعب بانك صارات (بيش از 3200 شعبه در سراسر كشور) مراجعه مي نمايد و اطلاعات واريز شهريه آنها از طريق بانك به نرم افزار سيستم جامع آموزشي وارد مي شود. حتي الامكان فيش واريز نزد دانشجو تا پايان نيمسال فارغ التحصيلي نگهداري شود.

2-6- پرداخت اينترنتي: كه طي آن دانشجو پس از تائيد قطعي انتخاب واحد ، از وب سايت انتخاب واحد دانشگاه (http://reg.pnu.ac.ir ) به وب سايت اينترنتي بانك صادرات متصل و پرداخت و واريز شهريه انجام مي شود. ياد آور مي شود اطلاعات پرداخت اين دانشجويان بصورت بر خط
 (
on line) به دانشگاه اعلام مي گردد.

توضيح1 : بر اين اساس دانشجويان به هيچ عنوان براي پرداخت شهريه و تحويل فيش واريزي به واحدها/مراكز مراجعه ننمايند.

توضيح مهم:

پرداخت شهريه براي دانشجويان شاغل به تحصيل حداكثر تا پايان وقت اداري 2/7/87 ميسر
مي باشد
.

 

تاريخ انتخاب واحد به شرح ذيل اعلام مي شود:

1- دانشجويان مشغول به تحصيل از تاريخ 21/6/87 لغايت 31/6/87

2- ثبت نام دانشجويان جديد الورود (سال 87) از تاريخ 2/7/87 لغايت 9/7/87

3- انتخاب واحد دانشجويان جديد الورود از تاريخ 10/7/87 لغايت 17/7/87

 

مدارك لازم و محل ثبت نام متعاقباً از طرق سايت http://www.pnum.ac.ir  اعلام خواهد شد.

                                              اداره آموزش

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:15  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:21  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:58  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 16:36  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 10:51  توسط موسی پنجه شاهی  | 

مهرداد مهرین

 

امروزه عده خوانندگان خیلی زیاد شده ولی خواننده‌ای که از طریقه خواندن آگاه باشد خیلی کم است. در قرون وسطی که عصر ظلمت بود، کتاب‌خوانان بهتر از مردم معاصر کتاب می‌خواندند. زیرا آنان کتاب را به دقت تمام مطالعه می‌کردند و درباره آنچه می‌خواندند تعمق و تفکر می‌نمودند. آن روزها کتابها دارای متانتی در سیاق فکر و لطافتی در سبک بیان بود. مثل امروز نبود که نه لطف معنی دارد و نه زیبایی صورت.

امروزه هم کتابها سطحی شده‌اند و هم خوانندگان. اغلب مردم بدون بذل دقت و توجه مطالعه می‌کنند، و بدتر از همه آن است که هرچه به دستشان می‌رسد می‌خوانند. آن عده معدود هم که کتب را انتخاب می‌کنند، اغلب گمراهند، زیرا آثار نویسندگانی را می‌خوانند که فقط به درد سوزانیدن می‌خورد!

اکثریت نه‌تنها کتابهای خوب را نمی‌خوانند و درباره آنچه می‌خوانند دقت نمی‌کنند، بلکه مطالبی را هم که می‌خوانند خوب درک نمی‌کنند و هرچه را می‌خوانند به سرعت فراموش می‌کنند.

یکی از اشتباهات بزرگ عموم این است که خیال می‌کنند هرکتابی که خیلی خوب فروش می‌رود و زیاد معروف می‌شود، واقعاً خیلی خواندنی و باارزش است.

تأثیر تبلیغات به قدری است که مردم به غیر از کتابهایی که خیلی معروفند، چیزی نمی‌خوانند؟

اینکه هرچه معروف شده حتماً لازم نیست خوب باشد، امری است بدیهی. در بین کالاهای دیگر هم هر کالایی که بیشتر به فروش می‌رود حتماً لازم نیست بهترین نوع آن کالا باشد. مثلاً اتومبیلهای فورد بیشتر از کادیلاک به فروش می‌رود. علتش این است که قوه خرید مردم کم است.

بنابراین زیاد به فروش رفتن فورد دلیل بر آن نیست که فورد بهتر از کادیلاک است. به همچنین اگر کتاب «حسین کرد» بهتر از «فلسفه نسبیت اینشتین» به فروش رسد، دلیل بر آن نیست که زندگی حسین کرد بهتر از فلسفه اینشتین است. بلکه این امر دلالت بر آن دارد که قوه فهم اکثریت مردم کم است. بنابراین اگر کتابی فروش نرفت و زیاد رواج نیافت، نباید این توهم به ما دست بدهد که این کتاب واقعاً کتاب بسیار بدی است.

در مطالعه کتاب‌ها دو مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد: یکی مسئله «چه باید خواند» و دیگری مسئله «چگونه باید خواند». چه باید خواند مسئله‌ای است که خود شخص باید حل کند، زیرا ذوق هرخواننده فرق می‌کند. ولی درباره «چگونه باید خواند» می‌توان دستورهایی داد.

اولاً برای مطالعه روزنامه‌ها و مجلات (علی‌الخصوص روزنامه‌های یومیه و مجله‌های هفتگی) باید خیلی کم نیروی فسفری به مصرف رساند، بلکه اگر بشود از مطالعه اینگونه مطبوعات به کلی صرفنظر کنید بهتر است. زیرا مطالعه اینگونه مطبوعات که پر از اخبار دروغ و تبلیغات پوچ است و مطالب آن سطحی و بی‌مغز و حتی زیان‌آور است، آتش فکر را خاموش و چشمه ذوق را کور می‌کند.

بسیاری اشخاص از بس مجلات و روزنامه‌های پوچ و بی‌مغز خوانده‌اند، نمی‌توانند یک شاهکار را بخوانند و حتی اگر شاهکاری بدستشان افتاد آن را مثل یک روزنامه سرسری می‌خوانند و البته چیزی از آن نمی‌فهمند. ولی گاهی بی‌مغزترین مطالب روزنامه و مجله را طوری می‌خوانند که گویی یک شاهکار است. ثمره این گناه نابخشودنی آن است که این گروه همیشه در قلمرو جهل سرگردان مانده هرگز از روشنایی حقیقی دانش بهره‌مند نمی‌شوند.

مطالعه کتاب‌های خوب، بایستی روی اساس متینی قرار گیرد. علت اینکه اکثریت آن‌طور که باید و شاید از مطالعه استفاده نمی‌کنند یکی این است که کتابهای خوب را نمی‌خوانند و علت دیگرش آن است که راه و روش صحیح مطالعه را نمی‌دانند و نمی‌توانند درست به معنی آنچه می‌خوانند پی برند و پیداست از آنچه فهمیده نشود، نمی‌توان لذت برد و استفاده کرد.

عوام اصولاً کتابخوان نیستند. به عبارت دیگر چند روزنامه و چند مجله برای عوام کافیست، علی‌الخصوص اگر این مجلات و روزنامه‌ها غرایز پست نفسانی آنها را تحریک کند.

بنابراین روی سخن ما در اینجا فقط به معدودی است که فکر روشن و احساس حساس دارند و مایلند کتابهای خوب و سودمند بخوانند. نخستین نکته‌ای که این نوع اشخاص باید در نظر بگیرند این است که مطالعه فنی است که باید یاد گرفت. صحیح است که بعضی اشخاص طبیعتاً می‌دانند چطور کتاب بخوانند ولی عده اینگونه اشخاص به قدری کم است که می‌توان آنها را کان لم یکن انگاشت. نکته دوم که باید مورد توجه قرار گیرد این است که فن مطالعه اساساً مربوط به فن فکر کردن می‌باشد، بدین معنی که بهترین خوانندگان کسانی هستند که بهتر درباره آنچه می‌خوانند فکر می‌کنند و به استکشاف دقایق و تحقیق حقایق می‌پردازند.

فن مطالعه به دقت نظر، حسن قضاوت، قوه ابتکار، قوه تجزیه و تحلیل، حافظه خوب و قوه تخیل احتیاج دارد. ولی از همه مهمتر، موضوع فکر کردن است. مطالعه‌ای که توأم با تفکر نیست، عاطل و باطل است. در موقع مطالعه نه‌تنها باید درباره آنچه می‌خوانیم پیوسته فکر کنیم بلکه باید مواظب باشیم چگونه فکر می‌کنیم. فکر کردن خود هنر است. اگر در موقع مطالعه به روش صحیح فکر نکنیم، استفاده کافی از مطالعات خود نتوانیم برد.

برای اینکه درست فکر کنیم، اول باید مطالب کتاب را به معنی حقیقی درک کنیم و تعصب را کنار بگذاریم و با همدردی کامل، به هرچه نویسنده می‌گوید گوش بدهیم و سپس وقتی که یقین حاصل کردیم که آنچه را خوانده‌ایم فهمیده‌ایم، باید مطالب کتاب را در ترازوی فکر خودمان وزن کنیم و بی‌طرفانه درباره صحت و سقم آن بیندیشیم و چنانچه عقیده‌ای را مخالف عقیده خود یافتیم ولی پس از تفکر مجدد درباره آن پی بردیم، به اینکه عقیده‌مان خطا بوده است، باید با میل و رغبت عقیده جدیدی را که نویسنده عرضه می‌دارد قبول کنیم.

روش عوام در مطالعه این است که یا تمام عقاید هرنویسنده‌ای را کورکورانه قبول می‌کنند و یا اینکه کورکورانه آن را رد می‌کنند،‌علتش هم این است که عوام از هنر فکر کردن بی‌اطلاعند.

اغلب نویسندگان در کتابهای خود سؤالات بسیاری را مطرح کرده خود بدان پاسخ می‌دهند و گاهی هم پاسخ نمی‌دهند و یا پاسخ غیرقطعی و ناتمام می‌دهند. خواننده باهوش، در هرحال سؤالات نویسنده را مورد توجه قرار داده خود به نوبه خود سعی می‌کند پاسخی برای آنها پیدا کند.

هدف اساسی یک خواننده خوب در مطالعه نه تنها کسب معلومات نیست، بلکه ادراک موضوع کتاب هم هست.

اطلاعات برای او فقط به منزله نردبانی است که او به وسیله‌اش بالا رفته و به سرای حقیقت می‌رسد.

کسی که در هنگام مطالعه، قوای فکریه خود را به کار نمی‌اندازد و فقط به کسب معلومات می‌پردازد، دچار جهل عالمانه می‌گردد و در نتیجه معلوماتی که فراگرفته است، به جای اینکه یار شاطرش گردد، بار خاطرش می‌گردد.

به طور کلی مطالعه عملی است توأم با فعالیت دماغی، منتها یکی کمتر قوای دماغی خود را به کار می‌اندازد و در نتیجه کمتر از مطالعات خود استفاده می‌کند و دیگری بیشتر قوای دماغی خود را به کار می‌اندازد و بیشتر هم از مطالعات خود بهره‌مند می‌شود.

اگر بخواهیم به حداکثر، دماغ ما در هنگام مطالعه کار کند باید نخست یاد بگیریم چطور می‌توان کتاب را بهتر مطالعه کرد. پس از اینکه این نکته را یاد گرفتیم ما خواهیم توانست به وسیله مطالعات معلومات بیشتری بیندوزیم.

هرکتاب خود برای خود جهانی است، جهانی وسیع و تماشایی که بایستی کشف شود. خواننده خوب کسی است که درون این جهان چون یک سیاح کنجکاو، به گردش می‌پردازد و به اسرار آن پی می‌برد.

یک کتاب خوب را همانطور باید مطالعه کرد که یک عاشق‌نامه معشوقه را مطالعه می‌کند، یعنی باید با شوق و رغبت تمام کتاب را خواند و همانطور که عاشق در مطالعه نامه معشوقه خیلی دقت می‌کند و می‌کوشد قسمت‌های زیبای آن را حفظ کند، همینطور باید در مطالعه یک کتاب خوب دقت کرد و قسمت‌های زیبایش را حفظ نمود. (1)

مطالعه سه نوع است: 1-مطالعه برای تفریح و کشتن وقت- قسمت اعظم مطالعه‌ها از این قبیل است. 2-مطالعه برای کسب اطلاعات. 3-مطالعه برای تقویت قوه ادراک و کسب معرفت، دشوارترین نوع مطالعه، مطالعه قسم آخر است.

فقط کسانی به این نوع مطالعه عادت کرده‌اند که به اندازه کافی قوای ذهنیه خود را تقویت نموده مستقلاً فکر می‌کنند هرکتاب خوب باید لااقل سه بار خوانده شود. کسی که در خواندن ورزیده است، می‌تواند در همان مطالعه نخستین، کتاب را سه بار بخواند. مقصود از سه بار مطالعه این است که کتاب را به طور کلی بخواند و بعد به جزئیاتش توجه کافی بدهد و خلاصه‌ای از آنچه را که خوانده است به حافظه بسپارد و یا یادداشت کند:

مطالعه باید دو جنبه داشته باشد: 1-جنبه تجزیه و تحلیل 2-جنبه ترکیب. جنبه اول عبارت از توجه به جزئیات و انتقاد از کلیات و درک مفهوم کلی کتاب است.

کتابخوانان دو جور توانند بود:یک عده مثل پروانه‌اند و بیهوده از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرند و از این پریدن سودی به دست نمی‌آورند و عده‌ای هم مثل زنبور عسلند که از بهترین گلها شهد فراهم می‌کند.

تمام کتابها را نباید به یک صورت مطالعه کرد. در بعضی از کتابها پیاده‌روی لازمست و در برخی سیر و سیاحت با اتومبیل و در پاره‌ای پرواز با هواپیما. به عبارت دیگر کتابهای خوب را باید به دقت تمام خواند و کتابهای مفید را باید تا پایان خواند و کتابهایی را که چندان اهمیت ندارند، باید به سرعت مرور کرد. فرانسیس بیکن در این‌باره چنین اندرز می‌دهد:

«بعضی کتابها را فقط باید چشید و برخی را بایستی یکباره بلعید ولی معدودی را باید کاملاً جوید. به عبارت دیگر بعضی کتابها را باید برای تفنن خواند و برخی را باید از اول تا آخر مطالعه کرد ولی خود را به زحمت موشکافی و تعمق در آن نینداخت و عده‌ای معدود را بایستی جزء جزء با نهایت دقت و حوصله مطالعه کرد». کتاب را بایستی در وهله اول بدون توجه به مطالب سایر کتابهایی که خوانده‌ایم، مطالعه کرد. پس از اینکه آن را خوب فهمیدیم بایستی مطالب آن را با مطالبی که در کتابهایی که نظیر آنند، مقایسه نمود و در تقریظ و انتقاد قرار داد.

هرکتاب یک معلم است و هرخواننده یک شاگرد. همانطور که پیشرفت یک شاگرد بستگی دارد به همکاری او با مطالعه، همچنین پیشرفت به اندازه علاقه‌ای که او به افکار نویسنده ابراز می‌دارد. در موقع مطالعه اطمینان حاصل کنید که کورکورانه از نویسنده پیروی نمی‌کنید و فکر خود را به کار می‌اندازید. نه‌تنها باید توجهتان به کتاب متمرکز گردد بلکه باید درباره آنچه می‌خوانید فکر کنید. با نویسنده فکر کنید ولی پیروی از او نکنید. همیشه سعی کنید افکار نویسنده را پس از موشکافی زیاد، رد و قبول کنید.

مطالعه یک کتاب بایستی حتماً با فعالیت شدید دماغی توأم باشد. و گاهی هم بایستی به یک نوع حمله و تجاوز مبدل گردد. یعنی بایستی در جاهایی که نویسنده اشتباه می‌کند، بی‌رحمانه به عقاید او حمله کرد، زیرا اطاعت کورکورانه، قوه فکر را می‌کشد ولی ضمناً باید متوجه بود که حمله ما به نویسنده ناشی از تعصب نباشد، لذا باید در عین انتقاد از یک کتاب، در هرکجا به افکار و عقاید منطقی برخوردیم آن را با طیب خاطر بپذیریم و عقاید سابق خود را به دست فراموشی سپاریم.

مطالعه را باید یک نوع سفر بدانیم. همانطور که در مسافرت با کنجکاوی به همه‌جا نگاه می‌کنیم و درباره آنچه می‌بینیم می‌اندیشیم، در هنگام مطالعه هم بایستی به دقت افکار و عقاید نویسنده را تجزیه و تحلیل نموده و درباره‌اش بیندیشیم.

کتاب برای خواننده دانا و باهوش حکم یک آدم زنده را دارد ولی برای یک خواننده نادان حکم یک نعش، نادان با مطالعه کتاب در حقیقت‌ نعش‌کشی می‌کند ولی دانا با مطالعه کتاب با نویسنده گفتگو کرده و مشکلات خود را با او حل می‌نماید.

باید قبل از مطالعه هرکتاب، یک تصور قبلی از مطالب آن را مدنظر داشته باشیم، زیرا این عمل حس سود شخصی ما را تحریک می‌کند و شوق ما را می‌انگیزد که بدانیم مؤلف ما را به کجا می‌برد و از مطالعه کتاب او چه سودی توانیم برد. خود این موضوع کمک خواهد کرد که از مطالعات خود استفاده بریم چه در [غیر] این صورت هرگز به مطالعه کتبی که از خواندنش فایده‌ای عایدمان نمی‌گردد، نخواهیم پرداخت.

کسی که در کتابخانه به ترکتازی می‌پردازد هرروز کتابی را می‌خواند، از این مطالعه زیاد و این بلعیدن کتابها به معنی واقعی استفاده نخواهد کرد. مگر اینکه [در] طرز استفاده از کتابها و مطالعات خود هدف شخصی در نظر داشته باشد.

برای اینکه حداکثر استفاده را از مطالعات کرده باشیم، باید در عین مطالعه مطالب اساسی را از سایر مطالب بی‌فایده جدا کنیم. راز موفقیت در مطالعه این است که مطالب اساسی را از غیراساسی تشخیص دهیم و به مفهوم کلی آنچه می‌خوانیم پی بریم.

در تحصیل دانش دو مرحله وجود دارد: یک مرحله تحصیلی آن است و مرحله دیگر، به کار بردن آن. ممکن است کسی دانش را خوب تحصیل کرده باشد ولی نداند چطور از آن استفاده کند. برعکس دیگری ممکن است تحصیلاتش کم باشد ولی راه استفاده از مطالعه را بداند و در نتیجه حداکثر از دانش کم خود استفاده کند. در مرحله اول علم جنبه منفی دارد و در مرحله دوم جنبه مثبت. باید جنبه مثبت و دینامیک علم را تقویت کرد. برای نیل به این منظور باید، فن فکر کردن را یاد گرفت. قابلیت فکر کردن، خیلی مهم است. اغلب خوانندگان کورکورانه به عقاید دیگران تکیه می‌کنند چون آنان درباره آنچه می‌خوانند نمی‌اندیشند و در نتیجه فکر آنها فلج می‌شود و مطالعه‌شان به جای اینکه یار شاطر شود، بار خاطر می‌گردد.

خواننده دانا، کتاب را فقط افزاری برای انجام دادن کارهای خود می‌انگارد و مطالعه را وسیله قرار می‌دهد نه مقصد. زیرا او کاملاً واقف است که کسانی که فقط یاد می‌گیرند و معلومات می‌اندوزند و فکر نمی‌کنند مبتکر و خلاق نمی‌شوند.

اغلب اشخاص در موقع مطالعه به الفاظ بیش از معانی توجه می‌کنند، زیرا از فکر کردن عاجزند. تازه اگر به معنی توجه کافی مبذول داشتند آن را بدون مطالعه و تفکر قبول می‌کنند. این نوع خوانندگان فقط به قلب و پوست توجه دارند غافل از آنکه باید طالب مغز بود. معانی در بعضی کتابها مثل گل لوتوس که ساقه‌اش در آب پنهان است، در اعماق کلمات نهان می‌باشد. این نوع معانی را نباید سرسری گرفت و برای فهمیدن آنها باید به فکر خود رجوع کرد.

ژول پاپوچه خوب گفته است: «کتاب به یک ریزبین شبیه است. اگر با ریزبین عناصر خود را مشاهده می‌کنید، شناسایی و تدقیق را باید از روح خود متوقع باشید. کتاب مقدمات و روابط و نتایج را بیان می‌کند ولی شناسایی واقعی حقایق را باید از آزمایش تفکر در مطالعات و نظریات شخصی خواستار بود».

«...پس باید متوجه باشیم که در خواندن یک کتاب صحت یک قضیه، وجود یک چیز، روابط و تناسبات قضایا را یا باید رد و یا قبول کنیم. تا استخوان نشکنی به مغز آن نمی‌رسی؛ کلمات و جمله را مثل استخوان درهم شکن، به مغز خواهی رسید».

کتاب آنچه را که دارد، به شما می‌گوید و پس از گفتن، خموشی می‌گزیند. [...]

نویسنده برای نوشتن کتاب زحمت کشیده است خواننده هم باید لااقل یک ثلث زحمتی [را] که نویسنده کشیده است بکشد تا بتواند سطح فکر خود را بالا ببرد و تا اندازه‌ای به قله فکر نویسنده نزدیک گردد. البته گاهی قله فکر نویسنده‌ای ممکن است به قدری بلند باشد که هرقدر هم خواننده‌ای عادی سعی کند که به آن برسد، نرسد، ولی در هرحال خواننده باید سعی خود را بکند.

در تعلیم و تربیت دو قطب وجود دارد، در یک سر، قطب شاگرد است و در سر دیگر قطب معلم. مرحله شاگردی مرحله انفعالی تعلیم و تربیت است و تا هنگامی که شخص خام می‌باشد، تحت تأثیر این مرحله است ولی مرحله‌ای هم فرا می‌رسد که در آن جوینده دانش هم شاگرد خود است و هم معلم خود. فقط وقتی که شخص به این مرحله رسید،‌ می‌تواند دارای عقاید مستقلی بشود و بدون چون و چرا عقایدی را قبول و یا رد کند. ولی این عده در دنیا خیلی کمند. قسمت اعظم مردم مرحله ابتدایی یعنی مرحله شاگردی [را] طی می‌کنند.

کتاب باید آلتی در دست خواننده باشد نه خواننده آلت دست کتاب. خواننده خام و بی‌تجربه همیشه آلت دست کتاب قرار می‌گیرد و خواننده باهوش برعکس همیشه حکمش بر کتاب فرمانروا است حتی در موقعی که عقاید نویسنده را قبول می‌کند.

برای اینکه بتوانیم به حداکثر کتاب بخوانیم باید به خود عادت بدهیم که کتابها را به سرعت بخوانیم. در حقیقت کسی از طریقه مطالعه با خبر است که می‌تواند در کمترین مدت با صرف کمتر انرژی حداکثر مطالعه را  کند و آنچه را که می‌خواند خوب بفهمد. اغلب کسانی که به کندی کتاب می‌خوانند علاوه بر اینکه کمتر کتاب می‌خوانند دیرتر هم آنچه‌ را می‌خوانند می‌فهمند.

خوانندگان به طور متوسط در هرثانیه چهار کلمه می‌خوانند، یعنی در هرساعت تقریباً 14500 کلمه مطالعه می‌کنند. برطبق این حساب اگر کسی روزی یک ساعت کتاب بخواند در عرض یک سال پنج میلیون کلمه را تواند خواند، به عبارت دیگر او خواهد توانست سالیانه حداقل 50 کتاب بخواند. برای اینکه به سرعت بیشتری مطالعه کنیم باید اولاً مطالبی که می‌خوانیم آهسته بخوانیم و ثانیاً باید حتی‌الامکان نگاه خود را به سرعت از روی کلمات بگذرانیم و سعی کنیم مطلب را جمله به جمله بخوانیم نه کلمه به کلمه. البته در هنگام مطالعه شاهکارهای ادبی و علمی و فلسفی باید از سرعت مطالعه کاست. ولی در مورد مطلب عادی روزنامه‌ها و مجلات، هرچه تندتر بخوانیم به نفع ما تمام خواهد شد.

در مورد کتابهای بزرگ بجاست خواننده علاوه بر آهسته خواندن جابجا قدری مکث کند و به دقت جملات و کلمات آن را مطالعه کند و جملات پرمغز آن را مکرر مورد مطالعه قرار دهد و اما در مورد سایر کتابها، خوب است به سرعت بخواند: اولاً هرچه بیشتر بتواند کتاب بخواند، ثانیاً اراده کند که مطالعات کتاب را [در] کوتاهترین مدت تمام کند.

اگر می‌خواهید پی برید با چه سرعتی کتاب را می‌خوانید، ساعت خود را در دست نگاهدارید و ببینید تا ربع ساعت چند صفحه می‌توانید بخوانید. اگر سرعت مطالعه شما کم است سعی کنید آن را بیشتر کنید و برای اندازه‌گیری سرعت مطالعه همیشه از ساعت خود مدد گیرید. هرگز نگذارید حواستان پرت شود.

اغلب مردم به سرعت دقیقه‌ای 100 الی 200 کلمه کتاب می‌خوانند. حال آنکه ما می‌توانیم دقیقه‌ای 800 الی 1000 کلمه هم بخوانیم و 80 درصد آنچه را که خوانده‌ایم به خاطر بسپاریم. برای اینکه به سرعت بیشتری مطالعه کنیم بایستی به سرعت نظر را از روی کلمات بگذرانیم. کسانی که به هرکلمه یک نوشته نگاه می‌کنند و آن را بلند بلند می‌خوانند، نمی‌توانند به سرعت مطالعه کنند. باید خود را عادت داد که با یک نگاه مجموعه‌ای از کلمات را ببینیم و معنی یک جمله را فوراً درک کنیم. برای اینکه موقع به سرعت خواندن از مطالب مهم بی‌اطلاع نمانیم باید به خود عادت بدهیم که لغات پرمعنی هرقسمت را پیدا کرده آن را بفهمیم، زیرا با فهمیدن اینگونه لغات ما قادر خواهیم شد هم به سرعت بخوانیم و هم مطلب را زود درک کنیم.

پس از به سرعت خواندن، به حافظه سپردن مطالب مهم است، حافظه یک معماست. بعضی روانشناسان عقیده دارند که آدمی هرچیزی که وارد ذهنش می‌شود، بخاطر می‌سپارد و آن را فراموش نمی‌کند، مگر به عللی یعنی تمام محفوظات از شعور ظاهر به عقل باطن می‌رود و در آنجا می‌ماند تا اینکه عواملی سبب بروز مجدد این خاطرات گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:10  توسط موسی پنجه شاهی  | 

خيلي ها ابتکار عمل را رمز و راز مي دانند چون نمي دانند که اين ويژگي چطور سنجيده مي شود يا مستلزم چه چيزهايي است. و متاسفانه اين همان معياري است که رئيستان وقتي مي خواهد در ارزيابي پايان سال به کارمندانش رتبه بدهد، مد نظر قرار مي دهد.

بولتن جواني:
ابتکار عمل و پيشقدم شدن براي کارهاي جديد معمولاً سوء تعبير مي شود چون ارتباطي با اهداف مربوط به عملکرد شما در جلسات کاري ندارد. ابتکار عمل يعني يک نياز را مشخص کرده و بعد براي سود شرکت درصدد ارائه ي راه حلي براي آن برآييد. هيچ جادويي در کار نيست. فقط بايد براي پيشرفت و توسعه شرکت کمي مسئوليت پذير باشيد.

قبل از اينکه تلاشتان را آغاز کنيد، از حسن نيتتان اطمينان يابيد، يعني به عبارت ديگر اطمينان پيدا کنيد که واقعاً قصد کمک به شرکت، رئيس و همکارانتان را داريد.


ببينيد کجا نياز به ابتکار عمل دارد

چقدر با نيازهاي شرکت و رئيستان آشنا هستيد؟ آيا مي دانيد چه چيزهايي براي آنها اهميت دارد؟

ابتکار عمل يعني در جهت سود شرکت قدم برداريد، نه اينکه براي انجام کارهاي بيهوده و غيرضروري وقت را هدر دهيد. براي درک تفاوت آن، ببينيد تاثير يک عمل را روي عملکرد گروه، هدف يا موفقيت دراز مدت شرکت بسنجيد.

اگر تشخيص داديد که تاثير آن خيلي زياد است، از خودتان سوال کنيد چرا شرکت تابه حال روي آن سرمايه گذاري نکرده است. در بررسي اين موضوع، ممکن است با دلايل مختلفي مواجه شويد—که بعضي از آنها خوب است و بعضي ديگر نه—که چرا تابه حال اقدامي در آن جهت صورت نگرفته است. بعضي از اين دلايل عبارتند از:

زمان و منابع کافي در دسترس نبوده است

اگر دليل اين باشد، خود را براي کار و تلاش بيشتر آماده کنيد و افراد هم فکرتان را نيز در آن جهت به کار گيريد.

اهميت موضوع تابه حال درک نشده است

آيا تحليل درستي از موضوع داريد؟ کمي ديگر باورها و ايده هاي خودتان را بررسي کنيد.

يک راه حل يا راه کار بادوام وجود نداشته است

آيا در توانتان هست که يک ديدگاه تازه براي بررسي موضوع ارائه کنيد؟

اجازه ي عمل داده نمي شده است

دلايل سياسي بسياري وجود دارد که چرا امور به فلان شيوه اداره مي شود يا بعضي اعمال به طور کلي انجام نمي گيرد. گاهي اين دلايل چندان خوب و قانع کننده نيستند اما گاهي هم مي تواند هشداري باشد که ديگر به انجام آن کار اصرار نورزيد.


اجازه بگيريد و بعد برنامه بريزيد

بايد اول موافقت رئيس را جلب کنيد. انجام پروژه هايي که هيچوقت توسط بالادستان تاييد نمي شود، هيچ فايده اي ندارد. يک طرح کلي از کاري که مي خواهيد انجام دهيد تهيه کرده و در فرصتي مناسب آن را به رئيستان نشان دهيد و درمورد آن مذاکره کنيد.

وقتي توانستيد حمايت بالادستانتان را جلب کنيد، براي کارتان به دقت برنامه ريزي کنيد. يک برنامه خوب با جزئيات کامل بايد بتواند پاسخگوي سوالات زير باشد:


چه کساني کمک مي کنند؟

از آنجا که اين شما هستيد که براي انجام اين پروژه پيشقدم شده ايد، بايد بتوانيد براي کارتان حمايت افرادي را کسب کنيد، به ويژه اگر قرار باشد افرادي براي انجام کار وقت و انرژي اضافي بگذارند.

برنامه چطور پاسخگوي نيازهاست؟

يک تصوير کلي از پروژه دراختيار همه قرار دهيد و در آن بازگو کنيد که هدف اين پروژه چيست و چطور بايد انجام گيرد.

مسئوليت ها و اهداف کار چيست؟

هر فرد در اجراي پروژه چه نقشي دارد؟ موعد و فرجه ي انجام کار هر يک از اين افراد تا چه زماني است؟

موفقيت کار به چه صورت ارزيابي مي شود؟

همه دوست دارند بدانند که پروژه چه زمان پايان مي پذيرد، چه چيز نشانه ي شکست پروژه و چه چيز نشانه ي موفقيت آن است. شکست يا موفقيت کار چه نتايجي را به دنبال خواهد داشت؟

انتظارات چطور مديريت مي شود؟

آيا انتظارات از مديريت شما کم است يا زياد؟ اگر اينطور است، آنها چطور توجيه مي شوند؟ اگر توقعات و انتظارات رئيستان پايين باشد، ممکن است پروژه تان چندان مهم به نظر نرسد. و اگر انتظارات رئيستان بالا هم باشد، ممکن است برآورده کردن آنها برايتان دشوار باشد و باعث نااميديتان شود.


از رئيستان کمک بگيريد

باوجود اينکه اجازه ي شروع و ادامه ي کار را از رئيس گرفته ايد، اما بايد بدانيد که رئيستان هم عادات و اولويت هاي خاص خود را دارد. چطور ميتوانيد انتظارات و توقعات رئيستان را برآورده کنيد؟

بايد اين فرصت را به رئيس بدهيد که هر شرط و شروطي را که دوست دارد در راهکار نهايي بيايد، مطرح کند. سبک مديريتي خودتان را نشان دهيد اما به محدوده ي نيازهاي رئيس هم احترام بگذاريد.

از آنجا که شما براي انجام اين پروژه پيشقدم شده ايد، مطمئناً رئيس نيز در کارهايتان خيلي دخالت نمي کند. اين شما هستيد که بايد بتوانيد پروژه را تا انتها رهبري کنيد و به نتيجه برسانيد و توانايي هايتان را به بقيه ثابت کنيد.


برنامه تان را اجرا کنيد

زماني مي رسد که بايد ترديدها را کنار گذاشته و برنامه تان را عملي کنيد. با انجام دقيق و جزء به جزء نقشه، قادر خواهيد بود برنامه را به خوبي پيش ببريد. هر کسي را که نياز داشتيد وارد پروژه کنيد و به هيچ وجه برحسب اعتبار و درجه افراد مسئوليت ها را تقسيم نکنيد. اجازه بدهيد همه در مزاياي پروژه باهم سهيم باشند.

عمکردهاي شما در اجراي برنامه تان بايد بر اين مبنا باشد که شرکت را در وهله ي اول اهميت قرار دهد و پيشرفت و ترقي خودتان درجه ي دوم را داشته باشد. بگذاريد ميل شما به سودرساني و کمک به شرکت در اعمالتان هويدا باشد. همه خيلي راحت مي توانند تشخيص دهند که کارهاي شما از روي ظاهرسازي است يا نيتتان واقعي است.

به مرور زمان مدام امور پروژه را بررسي کنيد و ببينيد آيا برنامه تان به درستي پيش مي رود و نتيجه ي دخواه به دست مي آيد يا نه. به عبارت ديگر ببينيد آيا انتظارات همه برآورده مي شود يا خير.

کارهايي که هنوز نياز به بررسي و انجام دارند را تعيين کنيد و بر اساس برنامه پيش برويد. درصورت نياز به فکر يک نقشه ي دوم باشيد تا درصورت کار نکردن نقشه اول از آن استفاده کنيد.


حاصل زحمات شما

پيشقدم شدن براي کارهاي جديد مستلزم تلاش، همکاري، و صبر بسيار است. اما وقتي تصميم مي گيريد به رئيس يا همکارانتان کمک کنيد، اين اعمال ارزش معنوي بسياري پيدا مي کنند. اين پيشقدم شدن و ابتکار عمل شما فوايدي نيز برايتان به دنيال خواهد داشت اما کارهايتان نبايد از روي اجبار باشد.

پيشقدم شدن براي کارهاي جديد به شما اين فرصت را مي دهد که مسئوليت پذير شويد، با افراد جديد کار کنيد و مهارت هاي تازه ياد بگيريد. و احتمالاً خواهيد توانست در ارزيابي پايان سال رتبه ي خوبي به دست آوريد .
منبع:مردمان
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 14:51  توسط موسی پنجه شاهی  | 

21 آگوست 2008

یک ایرانی – آمریکایی به عنوان رئیس دانشکدهٔ طراحی و نقشه‌کشی دانشگاه هاروارد انتخاب شده است

محسن مصطفوی (2) یک معمار ایرانی - آمریکایی با انتخاب به عنوان رئیس دانشکدهٔ طراحی و نقشه‌کشی دانشگاه هاروارد در کار چشمگیر خود به قلهٔ جدیدی دست یافته است.

دکتر مصطفوی که یک مقام دانشگاهی برجسته در زمینهٔ معماری و تاریخ شهری و هم‌چنین یک مشاور و نویسنده است، هنگامی که توسط هاروارد انتخاب شد، رئیس کالج معماری، هنر و برنامه‌ریزی دانشگاه کورنل (3) بود. او 9 سال به عنوان رئیس انجمن معماری مدرسهٔ معماری (4) فعالیت می‌کرد که مؤسسه‌ای معتبر است در لندن. او تاکنون پست‌‌هایی آموزشی از جمله در دانشگاه کمبریج، دانشگاه پنسیلوانیا و آکادمی هنرهای زیبای فرانکفورت (5) در آلمان داشته است. سمَت جدید او نوعی بازگشت به خانه است چرا که او زمانی استاد مدرسهٔ عالی طراحی و نقشه‌کشی (6) هاروارد بوده است که اکنون به ریاست آن برگزیده شده است.

بذر این گونه کارها اغلب در تخیل یک کودک جوانه می‌زند؛ در مورد محسن مصطفوی جوان هم چنین بوده است. دکتر مصطفوی اخیرا در مصاحبه‌ای با يو.اِس.اينفو به یاد آورد که علاقهٔ او به معماری خیلی زود آغاز شد، احتمالا به این دلیل که خانوادهٔ او در حال ساختن خانه‌ای در اصفهان در ایران بودند. او کاملا "نسبت به کل روند ساختن یک خانه آگاه شد. در تماس بودن با معماری خیلی جالب بود." او تحت تأثیر این حقیقت واقع شد که معمارشان در خارج تحصیل کرده بود. او می‌گوید: "این اولین بار بود که من متوجه شدم که چنین کاری خیلی جالب خواهد بود."

خود اصفهان برای او الهام‌بخش بود. مصطفوی دربارهٔ میدان نقش جهان می‌گوید: "این میدان عظیم که در مرکز اصفهان قرار دارد خیلی جالب است." "در آنجا چند تا مسجد بسیار خاص وجود دارد با یک بازار باورنکردنی. بعد ساختمانی وجود دارد که عالی‌قاپو نامیده می‌شود، که آن هم خیلی زیباست. این ساختمان یک نمونهٔ بی‌نظیر از شهرسازی است. من فکر می‌کنم این ساختمان چیزی است که ما همیشه به آن افتخار می‌کنیم."

با این حال مصطفوی جوان هرگز مطمئن نبود که معماری هدف آیندهٔ او خواهد بود. او اکنون می‌گوید: "من واقعا تمام فکر و ذکرم را روی آن متمرکز نکردم. هنگامی که بزرگ می‌شدم همواره وجودم بین انجام دو کار تقسیم شده بود، یکی انجام کاری بسیار هنری مثل معماری یا چیزی بسیار تئوریک و علمی مثل فیزیک وابسته به ریاضیات. در دبیرستان بودم که مصمم‌تر شدم."

مصطفوی بعد از "تجربهٔ بی‌نظیر" گذراندن بخش عمدهٔ جوانی‌اش در یک مدرسهٔ خصوصی در اصفهان، سفرهای بین‌المللی خود را آغاز کرد که شکل‌دهندهٔ زندگی و حرفه‌اش بود. او تحصیلات خود را در بریتانیا ادامه داد، جایی که مدارکی از انجمن معماری مدرسهٔ معماری (که بعدا رئیس آنجا شد) گرفت و مطالعات بیشتر خود را در دانشگاه اِسِکس (7) در کمبریج ادامه داد.

مصطفوی طی این مدت بر دو موضوع تمرکز داشت که برای همیشه بر حرفهٔ او تأثیرگذار شدند – تاریخ شهری و تأثیر زمان و محیط بر سطح ساختمان‌ها. کارهای اصلی او در مورد فرسایش در اثر هوا در معماری در سراسر دنیا شناخته شده است و جوایزی را از سوی همتایانش برای او به همراه داشته است. ارتباطی که او میان تاریخ شهری و تأثیرات زمان و آب‌وهوا بر ساختمان‌ها رسم می‌کند هم چنین نشان‌دهندهٔ آمیختگی تمایلات هنری و فیزیکِ وابسته به ریاضیات در او است؛ این ارتباط در این نقل قول از نوشتهٔ مشترک او به نام دربارهٔ فرسایش در اثر هوا (8) مشخص است: "در ریاضیات محیطی، فرسایش در اثر آب‌وهوا یک نیروی کاهش‌دهنده است، یک کم شدن... اما آیا فرسایش در اثر آب‌وهوا فقط یک کاهش‌دهنده است؟ آیا نمی‌تواند چیزی بیفزاید و بهبود بخشد؟... این مسئله زمانی معنی‌دار می‌شود، در صورتی که فرسایش با یک تحسین رومانتیک از ظاهر ساختمان‌ها که سن‌شان بالا رفته ارتباط داده شود – آجرکاری دلپذیر، سنگ‌های پوشیده از خزه و تیرهای چوبی کهنه."

دکتر مصطفوی به يو.اِس.اينفو گفت که حدس می‌زند بزرگ شدن در اطراف بناهای تاریخی عظیم اصفهان به طور ناخودآگاه سبب تحریک علاقهٔ او به این زمینه شده است. او اشاره کرد: ‌"نوعی افسون تاریخی در مورد مفهوم ویرانه‌ها وجود دارد. خود ایدهٔ کهنگی گونه‌ای اهمیت زیبایی‌شناسانه پیدا کرده است." او می‌اندیشد که آیا معماری مدرنیست تلاش می‌کند تا با استفاده از موادی که در برابر گذشت زمان و عوامل آن مقاوم هستند، کهنگی را رد می‌کند یا نه و در این صورت آیا چیز مهمی در این میان از دست نمی‌رود؟

دکتر مصطفوی با اشتیاق زیاد از بازگشت به هاروارد و کار با اولین رئیس زن این دانشگاه سخن می‌گوید. در اعلامیه‌ای که از سوی هاروارد منتشر شده است او می‌گوید: "من مطمئن هستم که خانم رئیس در باور من نسبت به اهمیت طراحی به عنوان عنصری ضروری در تبدیل جهان به مکانی بهتر سهیم است." او در صحبت با يو.اِس.اينفو چشم‌انداز بین‌المللی مدرسهٔ عالی طراحی و نقشه‌کشی را مشخص کرد و بر این باور تأکید کرد که زمینه داشتن او‌ در فرهنگ ایرانی و اروپایی به بهبود این شیوه کمک خواهد کرد. او گفت: "من امیدوارم که طریقی که (مدرسهٔ طراحی) و هاروارد به توسط آن با بسیاری از کشورها کار خواهد کرد بسیار مثمر ثمر باشد و در نتیجه ما خواهیم توانست در واقع به بسیاری از آن‌ها کمک کنیم و از آن‌ها بیاموزیم."

در حالی که دکتر مصطفوی وظایف جدید خود را به عهده می‌گیرد، ‌او ممکن است در آن صبح‌های سرد و بارانی در دانشگاه هاروارد، نزدیک بوستون، به میدان آفتاب خوردهٔ نقش جهان، به قصر زیبای عالی قاپو در شهر خود، اصفهان بیندیشد و دوباره الهام‌بخش دانشجویان و همکاران بیشماری شود برای آمیختن استعداد هنری، شور عشق و فیزیک با ملاط، آجر و سنگ. تا جهان به مکان بهتری تبدیل شود.


1. Steve Holgate
2. Mohsen Mostafavi
3. Cornell University
4. Architectural Association School of Architecture
5. Frankfurt Academy of Fine Arts
6. Graduate School of Design
7. University of Essex
8. On Weathering

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 14:45  توسط موسی پنجه شاهی  | 

فکر جستجوگر و خلاق سویی شیروهوندا، آهنگرزاده روستاهای ژاپن آنقدر عالی بود که شاید آدمی می توانست از همت بلند او دریابد که پس از ترک تحصیل دبیرستان بتواند طی مدت ۱۲ سال بزرگترین کارخانه موتورسیکلت‌سازی جهان را داشته باشد. اما شاید خود او نیز از همان ابتدا به فکرش نیز خطور نمی کرد که بتواند با ورود از دنیای موتورسیکلت‌سازی به عرصه تخصصی خودروسازی، در میان غولهای خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بایستد. زمانی که به همراه شریک مبتکر تجاری خود فوجی ساوا اولین خودروی هوندا را در آمریکا طراحی و عرضه کرد، تصور این امر مشکل بود که این شرکت تا دو دهه قبل از آن اساسا هیچگونه خودرویی تولید نکرده است. اما نبوغ فنی و مهندسی هوندا در کنار استعداد بازاریابی و توزیع فوجی ساوا چنین امکانی را فراهم آورد و شرکتی را به جهانیان معرفی کردند که بیش از نیمی از کارکنان آن، هم اینک در آمریکا به موتورسیکلت‌سازی و خودروسازی مشغول هستند و در سال ۲۰۰۸، کارخانه خودروسازی دیگری با ظرفیت ۲۰۰ هزار خودرو در سال در آن کشور افتتاح خواهدکرد. رسیدن به قله کوه موفقیت و پیشرفت، هدف هوندا بود که با تلاش و همت و سخت کوشی بدان دست یافت. زمانی که هوندا، تنها با شش نفر اولین نمایندگی خود را در کمال صرفه‌جویی و آزادمنشی و آینده‌نگری در آمریکا دایر می‌کرد، شاید یکی از آموزه‌های فرهنگی آن کشور پشتیبان معنوی آنها بود: هر چیزی با ارزش و گرانبهاست و اتلاف گناه است. (MOTTAINAI)

تاریخچه
سویی شیروهوندا جوان کارآفرین ژاپنی، یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، که ژاپن در آتش آن سوخته بود، به عشق تولید دوچرخه ای که موتور داشته باشد، موسسه تحقیقات فنی هوندا را تأسیس کرد. یک سال بعد، در ۱۹۴۷، اولین محصول این موسسه به نام «دوچرخه موتوری نوع A» روانه بازار شد. سال بعد به منظور تولید موتورها توسط خود شرکت، شرکت هوندا موتورز تاسیس شد. همزمان با این تغییر نام، هوندا برای توزیع و بازاریابی محصولات خود با تاکیو فوجی ساوا که بازاریابی مجرب بود قرارداد مشارکت بست. سویی شیرو همواره درباره این مشارکت با تاکیو تعبیر می کرد که آنها یک هدف داشتند و آن رسیدن به قله کوه بود. سال ۱۹۵۱ تعداد کارکنان به ۱۵۰ نفر رسید و ۲۳۸۰ موتورسیکلت فروخته شد. در سال ۱۹۵۵ هوندا در اولین مسابقه موتورسیکلت‌رانی جاده ای استقامت شرکت کرد. سال ۱۹۵۹ نقطه عطفی برای شرکت محسوب می شد. از یک سو موتورسیکلت مردم پسند ۱۲۵ سی سی عرضه که با استقبال عظیمی مواجه شد و از سوی دیگر، هوندا نسبت به بازاریابی محصولات خود در آمریکا اقدام و شرکت هوندا موتورز را با شش نفر از کارکنان صنعتی در لس آنجلس آمریکا افتتاح کرد. کاواشیما به عنوان رییس شرکت تازه تاسیس در آمریکا انتخاب شد. هنگامی که او و تنها دو نفر دیگر برای تاسیس شرکت به کالیفرنیا رفتند، آپارتمانی ماهانه ۸۰ دلار اجاره کردند که فقط یک تخت داشت. از این رو دو نفر ناچار بودند روی زمین بخوابند. سپس یک انباری در قسمت کهنه شهر اجاره کردند و برای اینکه هزینه‌ها را پایین بیاورند با دست، تخته صندوقهای حاوی موتورسیکلت را جابه جا می کردند و سه ردیفه روی هم می گذاشتند. کف انبار را هم تمیز و جایی برای نگهداری لوازم یدکی آماده کردند. اینها کارهایی بود که باید انجام می گرفت. سال پیش از آن، هوندا، در ژاپن موتورسیکلت سوپرکاب ۵۰CC را طراحی و عرضه کرد که با استقبال عموم مواجه شد؛ به طوری که در سال ۱۹۵۹، از ۲۸۵۰۰۰ موتور فروخته شده، ۱۶۸۰۰۰ دستگاه متعلق به این مدل بود. در میانه دهه ۱۹۶۰، هوندا فروشنده شماره یک موتورسیکلت در آمریکا شد. در سال ۱۹۶۰، هوندا از عرصه تولید موتورسیکلت به عرصه تولید خودرو نیز قدم نهاد و خودرو مدل S-۳۶۰ را که بیشتر موتورسیکلتی با چهار چرخ و یک سقف بود طراحی و به بازار ارایه داد. در این سال اولین واحد تحقیق و توسعه شرکت نیز دایر شد.

در ۱۹۶۳، اولین خودروی مسابقه ای ورزشی در ژاپن با نام S۵۰۰ توسط هوندا عرضه شد و سال بعد برای اولین بار در مسابقات اتومبیل‌رانی حضور یافت. گرچه در این مسابقه توفیقی نصیب محصول هوندا نشد، اما سال بعد، هوندا توانست اولین پیروزی را در مسابقات فرمول یک به دست آورد. در فاصله این چند سال، شعباتی از هوندا در آلمان و کانادا نیز تاسیس شد. در سال ۱۹۶۷، یعنی سه سال قبل از بروز بحران نفتی جهانی، توجه به صرفه‌جویی درمصرف بنزین در سرلوحه کارهای تحقیقاتی و عملیاتی شرکت هوندا قرار گرفت. بدین جهت در ۱۹۷۳، هوندا اولین موتور بدون آلودگی CVCC را روی خودروی مدل سیویک نصب کرد. در سال ۱۹۸۲، هوندای آمریکا ضمن تولید ۱۰۰ هزار دستگاه موتورسیکلت، اولین خودرو با مارک آکورد را ارایه داد و جایگاه اول خودروهای دیزلی را در آمریکا به دست آورد. جالب توجه است که هوندا اولین شرکت ژاپنی بود که در این سال تولید خودروی خود را در آمریکا آغاز کرد درحالی که این شرکت تا اوایل دهه ۱۹۶۰ اساسا هیچ خودرویی تولید نکرده بود. فروش خودروی کیفی سیویک در ۱۹۷۵ در آمریکا به ۱۰ هزار دستگاه در ماه رسید. در سال ۱۹۹۸ تولید خودروی سیویک با سوخت CNG در آمریکا آغاز شد.
سال بعد، مدل آکورد هوندا بیشترین فروش را در آمریکا به دست آورد و تا مدتها ادامه پیدا کرد. تا سال ۲۰۰۳، ۱۰ میلیون خودروی هوندا در آمریکا ساخته شد. هم اکنون شرکت هوندا، ۱۰ کارخانه مونتاژ خودرو در آمریکا دارد. برخی نشانهای خوروی هوندا عبارت است از آکورد، سیویک، CR-۷، المنت، فیت، پایلوت، اودیسه، ریدجلین و S۲۰۰۰.

چشم انداز و مأموریت
شرکت هوندا چشم انداز خود را چنین تعریف کرده است: جامعه در اثر رهبری اجتماعی هوندا بهتر خواهدشد. مأموریت هوندا نیز عبارت است از: رفاه و غنای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی جوامع از طریق مشارکت فردی و همکاری جمعی.
اهداف شرکت هوندا عبارت است از:
- توجه و پاسخ دادن به نیازهای اجتماع؛
- درک، توافق و تعهد و مشارکت کارکنان؛
- به کارگیری مناسب منابع؛
- بیشینه کردن منافع بالقوه؛
- پشتیبانی طرح تجاری هوندا.

تحقیق و توسعه
نام اولیه شرکت هوندا، موسسه تحقیقات فنی هوندا بود که بعدها به شرکت هوندا موتورز تغییر نام داد. این اندیشه ریشه در بافت فکری بنیانگذار شرکت، سویی شیروهوندا داشت که با وجود آنکه سهم چندانی از تحصیلات رسمی نداشت اما مکانیکی ماهر و مبتکر محسوب می شد. به همین جهت در ۱۹۵۷ اولین واحد مستقل تحقیق و توسعه شرکت تأسیس شد. پس از تأسیس شرکت هوندای آمریکایی، واحد تحقیق و توسعه آن در ۱۹۸۴ افتتاح شد. عرضه اولین خودروهای مسابقه ای و نیز موتورهای دیزلی گازوییل سوز و توجه به صرفه جویی جدی در مصرف بنزین حتی قبل از بحران نفتی سال ۱۹۷۰ از ویژگیهای تحقیقاتی شرکت هوندا محسوب می شود. هوندا نسبت خاصی بین افراد و فناوری قایل است و بر این باور است که افراد بهتر از طریق فناوری و فناوری برتر ازطریق افراد حاصل می شود.

کارکنان
هنگامی که در ۱۹۷۹، هوندا اولین کارخانه خود را در آمریکا بنیاد نهاد، اولین شرکتی بود که مستقیما نیروهای آمریکایی را به استخدام خود درآورد. هم اکنون از ۱۶۷ هزار نفر کارکنان شرکت، بیش از ۱۰۰ هزار نفر در آمریکا در حوزه موتورسیکلت و خودروسازی فعالیت دارند. ۲۷ هزار نفر از این افراد در حوزه تحقیق و توسعه مشغول هستند.

فروش
هوندا هم اکنون هفتمین شرکت بزرگ خودروسازی دنیا محسوب می شود. در سال ۲۰۰۵، ۱۶۴/۴۳۶/۳ دستگاه خودرو یعنی ۳/۵ درصد تولید کل جهانی به هوندا اختصاص داشت. هوندا، پس از جنرال موتورز، تویوتا، دایملر کرایسلر، فورد و فولکس واگن، هفتمین خودروساز جهانی است که شرکتهای نیسان، پژو، هیوندا، فیات، ب‌ام‌و، رنو، ولوو و سوزوکی را پشت سر خود دارد. هوندا با فروش حدود ۹۵ میلیارد دلاری و سود خالص ۵ میلیارد دلاری در رتبه ۳۱ پانصد شرکت برتر جهانی قرار گرفته است.
بنیانگذار
سویی شیروهوندا مؤسس شرکت هوندا فرزند یک آهنگر و مکانیک ماهر بود که در اواسط تحصیل خود در دبیرستان، آموختن را رها کرد و ظرف مدت ۱۲ سال، بزرگترین شرکت موتورسیکلت‌سازی دنیا را تأسیس کرد. سویی شیرو ۴۰ ساله در ۱۹۴۶ مؤسسه تحقیقات فنی هوندا را دایر کرد تا دوچرخه های کوچک موتوری تولید کند. او در ۱۹۴۸ تنها با ۳۲۰۰ دلار سرمایه و خرید موتورهای مازاد و پیوند زدن آنها به دوچرخه ها شرکتی را بنیان گذاشت که هم اکنون در دنیا جایگاه اول موتورسیکلت‌سازی را داراست. هدف او تولید یک وسیله حمل و نقل ارزان بود. این چیزی بود که ژاپن پس ازجنگ جهانی می طلبید.
او در سال ۱۹۷۳ و در سن ۶۶ سالگی، در ۲۵ سالگرد تأسیس شرکت بازنشسته شد. بخشی از موقعیت او مرهون شراکت تجاری با فوجی ساوا در امر بازاریابی و توزیع بود. هوندا راه و روش فنی و مهندسی شرکت را تعیین می کرد و فوجی ساوا خط‌مشی بازاریابی و امور اداری را. هوندا از همان ابتدا معتقد بود تعمیر اتومبیل، که بسیار به آن علاقه داشت، کــاری است محدود زیرا تنها می‌تواند در مناطق محــلی و اطراف آن به کار آید. او می گفت اگـر من بتوانم وسیله‌ای بسازم می توانم کسب و کار خود را تا نقطه های دوردست دنیا گسترش دهم. او به عنوان توجیه ترک تحصیل خود می گوید: حال کسی را داشتم که از گرسنگی دارد می‌میرد اما به جای وعده ای غذا از او انتظار دارند که اصول تغذیه صحیح را بیاموزد.
بدین جهت او به مدیریت در محل کار معتقد بود و می گفت در کف کارخانه دانش بیشتری وجود دارد تا در دفتر کار. هنگامی که در محل باشید می بینید چه چیزی واقعی است. او به تعبیر خودش نخست با سخت‌ترین دشواریها روبرو می شد. از ناکامی باکی نداشت و براین باور بود که موفقیت را تنها می توان از راه ناکامیهای مکرر و خویشتن‌نگری به دست آورد. درواقع موفقیت یعنی یک درصد از کاری که ۹۹ درصد آن شکست بوده است. عقیده هوندا درباره کارکنان آن بود که در وهله نخست، هرکس باید برای خودش کار کند. کارکنان خود را فدای شرکت نمی‌کنند. انسانها برای انجام کار به شرکت می آیند تا از آن لذت ببرند. همین احساس منجر به نوآوری می شود. هوندا شکیبایی را شرط موفقیت می دانست و می گفت: می گویند هریک از ما جلوه ای از ذات بی‌همتای خالق را در خود نهفته داریم. فکر می کنم که سهم من از این موهبت، شکیبایی است که وادارم کرد تا در کمین فرصتها باشم.

منابع
۱ - www.honda.com
۲ – www.fortune.com
۳ – رابرت شوک، «هوندا، داستانی از کامیابی مدیریت ژاپنی در آمریکا»، ترجمه ایرج پاد، مرکز نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط موسی پنجه شاهی  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 14:52  توسط موسی پنجه شاهی  | 

Not gonna get us>>>Tatu
 Not gonna get us
 
سعی نکن که ما رو بدست بیاری
 They're not gonna get us
 
اونا نمیخوان ما رو بدست بیارن
 Not gonna get us
 Not gonna get us
 
 Starting from here, let's make a promise
 
از همینجا شروع کنیم بگذارید یه قراری بگذاریم
 You and me, let's just be honest
 
تو و من بگذار فقط صادق باشیم
 We're gonna run, nothing can stop us
 
ما میخوایم بدوییم هیچ کی نمیتونه جلوی ما رو بگیره
 Even the night that falls all around us
 
حتی شب که مثل آبشاری اطراف ما رو احاطه میکنه
 
 Soon there will be laughter and voices
 
بزودی اونجارو خنده و همهمه فرا میگیره
 Beyond the clouds over the mountains
 
آنسوی ابرها بالای کوه ها
 We'll run away on roads that are empty
 
ما کنار جاده هایی که خالی هستند خواهیم دوید
 Lights from the airfield shining upon you
 
نور ها از طرف فرودگاه بر روی تو می درخشند
 
 Nothing can stop us, not, now I love you
 
هیچ چیزی نمیتونه ما و متوقف کنه ,نه,اکنون من عاشق تو هستم
 They're not gonna get us, they're not gonna get us
 Nothing can stop us, not, now I love you
 They're not gonna get us, they're not gonna get us
 They're not gonna get us
 Not gonna get us
 Not gonna get us
 
 We'll run away, to everything simple
 
ما دور خواهیم شد به طرف هرچیر ساده ای
 Night will come down, our guardian angel
 
شب پایین خواهد رفت ای فرشته ی نگهبان ما
 We rush ahead, the crossroads are empty
 
ما به جلو هوم خواهیم برد چهار راه ها خالی هستند
 Our spirits rise, they're not, gonna get us
 
مشروب ها اثر میکنند اونا نمیخوان ما رو بدست بیارن
 My love for you, always forever
 
عشق من برای تو, همیشه تاابد
 Just you and me, all else is nothing
 
فقط تو و من و جز این هیچ چیز
 Not going back, not going back there
 
قصد برگشتنی در کار نیست قصد برگشتنی به اونجا نیست
 They don't understand, they don't understand us
 
اونها نمیفهمند اونها مارو نمیفهمند
 Not gonna get us
 Not gonna get us
 Nothing can stop us, not, now I love you
 They're not gonna get us, they're not gonna get us
 Nothing can stop us, not, now I love you
 They're not gonna get us, they're not gonna get us
 They're not gonna get us

 

با تشکر از عاشق های تنها

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 14:32  توسط موسی پنجه شاهی  | 












منبع : تابناک



چو ایران مباشد تن من مباد........بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
---------------------
با معذرت از همه ی دوستان اما:
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 14:1  توسط موسی پنجه شاهی  |